شناسه : 615631

برگی از دفتر عاشورا/ روایتی از عزاداری عاشورایی ابرکوهی ها


سپیده عاشورا که می دمد، ابرکوه حال و هوایی دیگر دارد، گویی قطعه ای از کربلاست، شور و شیدایی عزاداران حسینی وصف ناپذیر است، امروز برگ دیگری از دفتر عاشورا در ابرکوه ورق می خورد.

به گزارش روابط عمومي فرمانداري ابركوه به نقل از خبرنگار مهر، امروز عاشوراست؛ بگذار برایت از عاشقی مردمان شهری بگویم که 275 لاله عاشورایی دارد.
صبح عاشورا، حسینیه درب قلعه؛ مردم منتظر شهر که منتظر حرکت کاروان پیشرو عزا داری ابرکوه هستند، اجتماعی عظیم را از قبل از ساعت شش صبح تشکیل داده اند و هر لحظه به انبوه جمعیت اضافه می شود.

دود اسفند هوا را نوازش می دهد. برخی از افراد ظروف گِل و کاه در دست دارند و سرهای عزاداران را به نشانه ماتم با آنها نوازش می دهند.

آغاز عزاداری در ابرکوه

فضای حسینیه غیر قابل وصف است؛ هنوز کسی نوحه سر نداده است اما فضا بوی گریه دارد و هرکس در گوشه ای می نالد.

کم کم زنجیر زنها در یک رسم قدیمی پای برهنه و در حالی که زنجیرها را بر دوش دارند و بر سر می کوبند از داخل تکیه به حسینیه وارد می شوند و آرام زمزمه می کنند و همین نجوا، بهانه هق هق های مانده در گلو است.

" نوجوانان زغم خاک و بر سر کنید و...."

گروه طبل زنها که آغاز مراسم را اعلام و در طول مراسم با مداحان همنوایی می کنند

برنامه ها به سرعت در حال اجراست بی آنکه مجری داشته باشد. جوان هایی نیز که به گروه سه ضربی ها معروف هستند؛ در دو گروه، شروع به دور زدن می کنند و با شوری عجیب گروهی می خوانند و گروهی سکوت می کنند و این کار به تناوب تکرار می شود.

"چه کربلاست امروز - چه پر بلاست امروز
سر حسین مظلوم - از تن جداست امروز"

"قرآن علی اصغر - دست سبط پیغمبر
یا کریم و یارب - یا کریم و یا رب"

"ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین
پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین

هر طرف پَرپر گلی از شاخه ای افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزان لاله ها بود و حسین"

در گوشه تکیه نیز نوحه خوان پیر به رسم همیشگی جمع زیادی را به دور خود جمع کرده است و ماتم می خواند.

فقط کافی است تا "حاج آقا جلیل " خط اول زیارت عاشورا را بخواند و دیگر گریه ها ادامه دهنده ماجرا است.
"السلام علیک یا اباعبدالله........."

"اّماری" (تابوت نمادین امام حسین(ع)) نیز در گوشه ای، عاشقان را به خود می خواند. "حاج آقا امیر" روحانی برجسته ابرکوهی در پیش روی "اماری" عزا، بر سر می کوبد و فریاد می دهد.

حرکت اماری (تابوت واره) و دم گیری پیرمردها

"ظالما دور شو از حسینم" و تشیع کنندگان خاک و کاه بر سر ریزان ناله سر می دهند: "داد حسین کشته شد، وای حسین کشته شد"

پیرمردها هم آوا می شوند.

"این گلو، تابِ خنجر ندارد"، "داد حسین کشته شد، وای حسین کشته شد"

"جای زخمی، به پیکر ندارد"، "داد حسین کشته شد، وای حسین کشته شد"

"حاج آقا امیر عظیمی" بر سر می زند و جمع دیگری که عمدتأ از سادات هستند ادامه می دهند.

"من بمیرم که مادر ندارد"، "داد حسین کشته شد، وای حسین کشته شد"....

با وارد شدن ادوات تعزیه و حضور شبیه خوانان، هیئت در حالی که افراد حامل "اّماری" فریاد مصیبت سر می دهند و فریادهای آه و ماتم وگریه همه جا را پر کرده است، با شکوه به راه می افتد.

انبوه شدّه ها در کنار کوچه های محل عبور هیئت که با مردم همراه می شود. گاو،گوسفند و شترهایی که در ابتدای مسیر و در جلوی هیئت قربانی می شود، کاروان عاشورایی را راهی خیابان های منتظر می کند و عاشقان حسینی با حرکتی نسبتأ سریع، خود را به خیابان اصلی شهر می رسانند تا در میدانی که به نام امام حسین(ع) مزین است و در جمع منتظران، یکبار دیگر روایتگر حماسه ای باشند که عرش را به لرزه در می آورد.

دسته سه ضربی ها

دسته سه ضربی ها که هر لحظه به تعداد آنها اضافه می شود با ریتمی تند می خوانند.

"ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین
پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین
هر طرف پَرپر گلی از شاخه ای افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزان لاله ها بود و حسین
داشت در آغوش گرمش، آخرین سرباز را
زآن همه یاران، علی اصغر به جا بود و حسین!
آخرین سرباز هم غلطید در خون گلو
بعد از آن گل، خیمه ها ماتم سرا بود و حسین
یک طرف جسم علمدار رشید کربلا
غرقه در خون، دستش از پیکر جدا بود و حسین!"

طبل ها و شیپورها در راه رسیدن به میدان شروع به نوای طبل جنگ می کنند.

"مظلومم حسین، مظلوم حسین، مظلومم حسین، مظلوم حسین."

شبیه خوان های اولین هیئت که سوار بر اسب هستند به همراه اعراب که یاران آنها به حساب می آیند و راه را برای عبور شبیه خوانان باز می کنند؛ حسین حسین گویان وارد میدان کارزار می شوند و میدان را چند بار دور می زنند و با خواندن اشعاری همدیگر را به رزم می خوانند. شبیه خوان شمر فریاد سر می دهد.

شبیه خوانی ابرکوه و حاج رضا که سالهاست نقش شمر را بازی می کند

"ای سپهبد یک جوان در قلب لشکر ایستاده؛ آفت پیر و جوان/ گر نشیند بر زمین گویند که پیغمبر نشسته/ هرکه او را کشت، انبیاء را کشته است/ هر که او را کشت، مصطفی را کشته است".

شبیه خوانان از میدان خارج می شوند.

سقاها آب سبیل می گویند.

پیرمرد سقای ابرکوهی که هفتاد سال است آب سبیل پخش می کند

گروه زنجیر زنها که جمع زیادی از عزاداران حسینی را در خود جای داده اند، با صدای طبل جنگ، با سنگینی بسیار، کار خود را آغاز می کنند و با نظم مثال زدنی، زنجیرها را بر کمرهای خود می کوبند و نوای "وای حسین کشته شد" پیرغلامان را تکرار می کنند.

زنجیر زن ها از میدان خارج می شوند و به راه خود ادامه می دهند و طبال ها نیز با آهنگی آرامتر به دنبال آنان روانه می شوند.
" شاه حسین، یا حسین"

همه منتظر نوحه خوانی "سید جلیل قائم محمدی" معروف به "آقاجلیل"، پیر غلام حسینی هستند تا آنچه را که مردم انتظارش را دارند بر زیان جاری کند؛ هق هق گریه های بلند، نفش را در سینه می شکند. سینه زن ها با ابهت خاصی با خواندن این نوحه قدیمی، بر سینه می کوبند و مردم نیز با اشک و سوز نوحه را جواب می دهند.

"آقا جلیل"؛ پیرغلامی که نوحه هایش آغازگر گریه بر حسین (ع) است

"بهر اسیری زینبم خود را مهیا کن/ امر من اجرا کن/ خواهر به جان من تو کمتر شور و غوغا کن/ امر من اجرا کن/ رأس مرا گر کودکانم روی نی دیدند/ چون بید لرزیدند/ یک یک عزیزان مرا خواهر تصلی کن/ امر من اجرا کن..."

سینه زن ها نیز از میدان و به دنبال ادامه هیئت به سمت امامزاده احمد میعادگاه هیئت های عزاداری می روند تا با ولایت پیمانی دیگر ببندند.

کاروان شتری که کودکان را با خود حمل می کند، گهواره علی اصغر، بارگاه یزید و.... نیز به دنبال هیئت درب قلعه، روانه می شوند.

تعزیه گردانی در ابرکوه در روز عاشورا

هیئت محله نبادان نیز که دومین هیئت حرکت کننده در این روز است با حرکت از تکیه خود به سمت حسینیه دربقلعه، پشت سر هیئت دربقلعه وارد خیابان می شود و به اجرای برنامه های خود می پردازند و دیگر هیئت ها نیز به ترتیب سال تأسیس، این مسیر را با زنجیرزنی، سینه زنی و شبیه خوانی ادامه می دهند.

----------------
عکس و گزارش: رحیم میرعظیم